الشيخ أبو الفتوح الرازي
171
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
الحال باشد . * ( فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى ) * ، ايشان را درجات بلند باشد ، و وزن على ، فعل باشد ، و او جمع عليا بود ، كصغرى و صغر ، و كبرى و كبر . و مراد به درجات امّا منازل و غرف باشد ، و امّا قدر و منزلت به حسب استحقاق . * ( جَنَّاتُ عَدْنٍ ) * ، « جنّات » بدل درجات باشد . درجات چه باشد ؟ بهشتهاى مقام كه در زير درختان آن جويها روان باشد . * ( وَذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى ) * ، و آن جزا و پاداشت ( 1 ) آن بود كه ، او متزكّى بود . و « تزكّى » ، تكلَّف زكا ( 2 ) باشد ، و تكلَّف براى آن گفت كه اگر طبع بودى بر او ثواب نبودى ( 3 ) آنچه ( 4 ) تكليف متناول باشد آن را تحمّل مشقّت آن به تكلَّف توان كردن . و بعضى مفسّران گفتند : * ( تَزَكَّى ) * ، اى تطهّر من الكفر و المعاصي ، خويشتن را پاكيزه دارد از كفر و معاصى . كلبى گفت : اى اعطى زكات نفسه ، زكات نفس خود بدهد ، و قيل : هو قول لا إله الَّا اللَّه . * ( وَلَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي ) * ، ما وحى كرديم به موسى كه بندگان مرا در شب از مصر ببر ، يعنى بنى اسرايل را و براى ايشان راهى خشك در دريا بزن كه در او آب و گل نباشد تا ايشان در او بروند . * ( لا تَخافُ دَرَكاً ) * ، در آن ره نترسى ( 5 ) از دريافت [ 21 - پ ] فرعون شما را . * ( وَلا تَخْشى ) * ، و از غرق نترسى ( 6 ) ، و حمزه خواند : لا تخف ، مجزوم به جواب امر ، في قوله : * ( فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً ) * . و امّا قوله : * ( لا تَخْشى ) * خلاف نكردند ( 7 ) در او كه به « الف » است ( 8 ) در وجهش خلاف كردند ، گفتند : بر ( 9 ) استيناف مرفوع است ، و مثله قوله : يُوَلُّوكُمُ الأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ ( 10 ) . و فرّاء گفت : روا باشد كه حمزه در « تخشى » نيّت جزم كرده باشد ، و لكن « الف » در آورده باشد لرأس الاية ، چنان كه شاعر گفت : ا لم يأتيك و الانباء تنمي ( 11 ) بما لاقت لبون بني زياد
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : زكى . ( 2 ) . آط ، آب ، آز ، مش : پاداش . ( 3 ) . اساس : بودى ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 4 ) . آط ، آج ، و آنچه . ( 6 - 5 ) . آج ، لب : نترسيد . ( 7 ) . مش : كردند . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها و محلش رفع . آنگه . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : براى . ( 10 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 111 . ( 11 ) . اساس : يامى ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .